از شر اینا هم خلاص شدیم
دوست نداشتم بزنمشون ولی با دیالوگ تاریخی بابام که گفت:《اینا چیه زیر چونه ت شبیه طالبان شدی》متوجه شدم که دیگه مجبورم ریش هامو بزنم ای بابا حیف شد...

این قبلش

اینم بعدشه
پ.ن:اولش که کوتاه کردم بابام گفت تیغ ریش تراش کُنده خوب نزده و بعد گرفت و موفق شد دو تا زخم عمیق رو گردنم ایجاد کنه که خیلی میسوزه
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی




از شر اینا هم خلاص شدیم 

امیرحسین